عطش42

 

عطش42

 
 
شیری به بیماری گر مبتلا شد روباهی که دوست اوبود گفت:
علاج بیماری خوردن مغز و گوش خر است .
روباه خری را فریب داد ونزد شیر آورد شیر به خر حمله کرد اما به خاطر ناتوانی خر فرار کرد .
روباه ناراحت شد وشیر را سرزنش کرد شیر از او خواست باردیگر زیرکی خود را نشان دهد روباه نزد خر رفت وبا چرب زبانی خر را فریب داد وشیر به خر حمله کرد واو را کشت.
به روباه گفت تا من دست وروی می شویم تو مغز وگوش خر را آماده کن .
روباه مغز وگوش خر را خورد شیر ناراحت شد وگفت مغز وگوش خر کو .
روباه گفت : خر مغز وگوش نداشت چون اگر داشت دروغ من را نمی شنید وفریب نمی خورد وبا پای خود به سر گور نمی آمد.
به نظر شما به شیر و روباه و خر چه باید بگوییم؟
پيام هاي ديگران () لینک دائم

hassan nazar




نویسنده
hassan nazar


آرشیو شده ها
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
خرداد ۸٤


لینک دوستان
آمار و خروجی

  RSS 2.0  

لوگودونی

وبلاگ فارسی