عطش42

 

عطش42

 
 

بياريم سبد

ببريم اين همه سرخ اين همه سبز

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

 

حرفی از جنس زمان نشنیدم .

 

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.

 

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.

 

هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.

 

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

کنار تو تنهاتر شده ام.

 

از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است.

 

از من تا من تو گسترده ای.

 

باتو بر خوردم به راز پرستش پیوستم.

 

از تو براه افتادم به جلوه رنج رسیدم.

 

وبااین همه ای شفاف .

 

وبااین همه ای شگرف

 

مرا راهی از تو بدر نیست.

 

زمین باران را صدا می زند من ترا.

 

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

چترها را بايد بست.

زير باران بايد رفت

فکر را خاطره را زير باران بايد برد.

باهمه مردم شهر زير باران بايد رفت.

دوست را زير باران بايد ديد.

عشق را زير باران بايد جست.

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

برداشت آزاد...

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

 

حرف ها دارم

 

با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم

 

وزمان را با صدایت می گشایی!

 

چه ترا دردی است

 

کز نهان خلوت خود می زنی آوا

 

ونشاط را از کف من می ربایی؟

 

در کجا هستی نهان ای مرغ؟

 

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

تقديم به همه دوستان ...

پيام هاي ديگران () لینک دائم

 

دنگ ...... دنگ .....

 

لحظه ها می گذرد.

 

آنچه بگذشت نمی آید باز

 

قصه ای هست که هرگز دیگر

 

نتواند شد آغاز

 

مثل این است که یک پرسش بی پاسخ

 

بر لب سرد زمان ماسیده است .

 

تند بر می خیزم

 

تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز

 

رنگ لذت دارد آویزم .

 

پيام هاي ديگران () لینک دائم

hassan nazar




نویسنده
hassan nazar


آرشیو شده ها
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
خرداد ۸٤


لینک دوستان
آمار و خروجی

  RSS 2.0  

لوگودونی

وبلاگ فارسی